اینستاگرام رو باز می کنم. یکی از فتح قله دماوند و کوهنوردی حرفه‌ایش عکس گذاشته. یکی یه دوره خفن شرکت کرده که اصلا هم مربوط به رشته یا کارش نیست و اضافه بر برنامشه. یکی عکس حیاط ویلایی خونه جدیدشو تو بالاشهر تهران فیلم گرفته. یکی از خودش وقتی داره رو پروژه های دانشگاهش تو کانادا کار میکنه عکس گذاشته. یکی آخر هفته شو خیلی مفید با تئاتر و کمپ تو طبیعت بکر گذرونده. و من چی؟ هیچی. بیچارگی. بی‌مقداری. بی‌چیزی. زندگی تخمی بی دستاورد که دلم می‌خواد برای بار هزارم سر جنازه آدمی که می‌خواستم بشم و نشدم بشینم و گریه کنم.

+ تاريخ جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 23:7 نويسنده مایونِز |