ینی امروز دارم پاره میشم سر کار. همه چی یه جور چرکی به هم گره خورده.

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم دی ۱۴۰۲ساعت 14:16 نويسنده مایونِز |

- نوع برخوردم با ترکیدن لپ تاپم و از کار و زندگی افتادنم برام عجیبه. نمی‌دونم خوشحال باشم که واقعا تغییر کردم یا نه چون ته خیالم راحته، سخت نگرفتم و در اصل تغییری در من حاصل نشده.

- دائم تو ذهنم سعی می‌کنم رفتار درست مدیرم در قبال خراب شدن لپ تاپم رو بیش از اندازه ای که هست، لطف ندونم. چون در این طرف ماجرا، تمام این مدت کارای شرکتو کردم و از چیزی نزدم.

- نمی‌خوام این همه پول بدم لپ تاپ جدید بخرم. گاد، پلیز :((

- کاش این آخر هفته رو تنها باشم. احساس می‌کنم یه سمی داخل بدنمه که باید اتفاقات این هفته بگذره تا از بدنم خارج بشه.

+ تاريخ دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ساعت 19:57 نويسنده مایونِز |