یکی از قسمتهای سخت و استرس آور شغلم هم اینه که بعضی وقتا بااااااااااااااید ایده رو تا آخر روز پیدا کنم.😭
امشب بسیار حالم بد است. از نوع فیلَم یاد هندوستان کردن.
خب بچه ها جون دعوتم میرم تو اتاق به کارای بدم فک کنم🚶🏼♂️
شایدم چون پی ام اسم از موضوع دوتا پست قبلی بیش از میزانی که باید ناراحتم. به هرحال امروز حداقل یک لیتر گریه کردم. شوخی که نیست.
بعد یه چیز دیگه، چرا نباید افتتاحیهی پروژهای که تا حد توانم براش انرژی گذاشتم دعوت باشم؟! مزون دارا و روسری فروشا و بقیه مدیر سالنا روا ترن به دعوت تا طراح پروژه؟؟ خیلی غمگینم، خیلی.
دوستم قرار بوده بیاد ایران. ولی به من نگفته بود. من از استوریش فهمیدم. حس عجیبی دارم. در حدی که حتی نمیخوام بنویسمش.
بابا این حرکت پیرزن/پیرمردی چیه میزنید تو گروه تولد یکیو تبریک میگید؟ پیوی رو ازتون گرفتن؟!! الان من با شرم تبریک نگفتن در عین فاصله با اون شخص و عدم علاقه به تبریک گفتن چیکار کنم؟؟!!