امشب که دوباره تو اون گروه سر حرف باز شد، توجهم به حرفی که شوهرم چند وقت پیش بهم زد جلب شد. بهم گفته بود دوس پسر یکی از بچه ها خیلی نسبت به اون دوستتون که بدون پارتنره رفتار لاس طوری داره (بقیه مون متاهلیم). هر ایموجی خنده پسره رو پیام های بیمزه دختره تیری تو قلب منه. چون دوس دخترش یه تیکه از قلب منه واقعا. و این دفعه واقعا امیدوارم حس ششم شوهرم خطا داشته باشه..
من هنوزم شب ها خواب بمب و موشک میبینم.
تا کی؟؟ دقیقا تا کی؟؟
حالا دیگه بزرگ شدیم. ده سال از شروع هیجده سالگیمون باهم گذشته. بهم زنگ میزنی، میگی «به دنیا اومد». نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم. حالا ما وارد یه بخش جدیدی از دوستیمون شدیم. قربونتون برم من.