بچه ها واقعا دارم میرینم. شمام وقتی کارای ریز و درشت زیادی داشته باشید، دقتتون به شکل واضحی افت می کنه؟؟ چیکار کنم انقد گیج نزنم و بتونم مدیریت کنم همه جزئیات تسک هامو؟
یکی از ویژگی های مشترک من و همسر گرامی اینه که برای فرار از فشارها و سختی ها بیش از اندازه به خواب پناه میبریم. یعنی خیلی وقتا واقعا بیشتر از نیاز سنمون در طول روز میخوابیم. از نظر اطرافیان هم به نظر فعل سرزنشگرانه ای میاد. ولی ما به خوابیدن ادامه میدیم !
مثال: شب ساعت یک و نیم خوابیدیم و ساعتم طبق معمول برای ۶ونیم بیدارم کرد. یادم اومد امروز باید یه کاری رو تحویل بدم که حتی هنوز شروع هم نکردم. نتیجه؟؟ ادامه خواب.
خاک به سرم نکنن. هنوزم عین روز اول و عین بچگیم وقتی میخوام یه چیز احساسی بگم بغضم میگیره و از چشمام میزنه بیرون. اومدم از مربی باشگاهم تشکر کنم که واقعا عالیه و دو جلسه که نبوده خیلی نبودشو حس کردم. هزار بارم جمله بندیمو مرور کردم ولی موقع گفتنش دوباره بغضی شدم و صدام لرزید. قیافه هاج و واج مربی🥲🤦♀️
کاش اگه یه روز مدیری رئیسی چیزی شدم، یکی بشم مث مدیر خودمون. کلی ایراد ریز و درشت کارمو گرفته، بعد زنگ زده میگه زنگ زدم فقط حالتو خوب کنم و بابت این ریزه کاریا و ایرادا روحیهت خراب نشده باشه. و کلی هم عذرخواهی کرد که مجبوریم برا بالا بودن کیفیت کار ریزبین باشیم. کار کردن تو یه محیط کوچیک ولی با اخلاق حرفه ای رو واقعا ترجیح میدم به شرکتای بزرگ و اسم و رسم دار که رفتار و برخورد کارفرماها و مدیراش با بوزینه فرقی نداره.