یه عکسی س گذاشت تو گروه، که من این عکس رو دوست ندارم. بار اولم نیست می‌ذارنش. عکس یه صفحه کاغذه، مال زمستون ۹۶، که چارتایی رفتیم وصال. س روش اسم چهارتامونو جدا جدا نوشته و زیر هر اسم یه سِری کی‌وُرد در مورد آینده. هرکسی اون شب سعی کرد بگه چند سال آینده خودشو کجا می‌بینه؟؟منم مثل همیشه. هیچ دورنگاه درستی نداشتم.

اون عکس رو دوست ندارم چون کمترین کلمه ها زیر اسم من نوشته شده. بی‌ربط ترین کلمه ها به اون آینده ای که الان توشیم، زیر اسم من نوشته شده. (مشخصه اون کلمات زوری نوشته شدن فقط برای عقب نموندن از بقیه.)

دوستش ندارم چون شور و حال و آرزوهای برآورده شده ای که زیر اسم بقیه نوشته شده رو می‌بینم و من در مقایسه با بقیه.. فقط یه هیکل سنگین و سوخته و بی‌معنا هستم.

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۲ساعت 18:13 نويسنده مایونِز |