سلام

صبح همه بخیر

به جز تو که ریدی تو دیشبم. و حتی ریدی تو امروزم. که یه جوری صبح کوفته از خواب پاشم که نتونم از تخت پاشم برم سرکار. که مجبورم کردی با تمام سلول های بدنم بجنگم که سرپا وایسم و آخرم نتونم. که منو انداختی تو جدال با مغزم که تو نمی‌رسی تا سه شنبه کارو تحویل بدی و استرسش نذاره بخوابم. ای به قبر پدرت.

+ تاريخ یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱ساعت 8:48 نويسنده مایونِز |